1/دوست فرهیخته بنده نظر شخصی ام را با علم به اینکه ممکن است درست نباشد ابراز میکنم نه تایید فرمایشات جناب دکتر کاتوزیان !!نظرات ایشان را همه در کتابهی درسی مان مطالعه میکنیم از ان مطلع هستیم
2/برداشت من این است که با تعیین مصداق مبیع به نوعی تملیک شده ولو اینکه به تصرف نیامده در نیامده باشد این برداشت بنده از 368 است دقیقا برداشت بنده این است که مشتری نیاز به صبر برای تسلیم مبیع ندارد هرزمان خواست انرا تملک میکند(در صورت تعیین مصداق)
3/ ذکر حواشی مذکور توسط بنده فقط در جهت ایضاح نظراتم در رابطه با موارد مذکور توسط شما بوده است جناب دکتر کاتوزیان اگرچه در اکثر حواشی معین وکلی را جدا ساخته اند (که در واقع دو مقوله جدا هم هستند)اما تایید میفرمایید که در برخی از حواشی صفات یکسانی برای انها با ویژگیهای متفاوت قائل شده اند.
4/با شما در این مورد هم عقیده نیستم ح4 390 در جاییست که مبیع به اشتباه تملیک شده پس تملیک شده اما مال غیر است وحال الزام بایع به تسلیم اصل است.اما جدا کردن حاشیه توسط مولف گرانقدر بازهم بیان تفاوت ویژگی است نه اینکه کلی در معین تملیکی نیست(هرچند فرمایش شما با توجه به نحوه نگارش سایر حواشی دور از ذهن نمینماید)
بنده هم خوشحال خواهم شد اگر ارائ عرض شده را نقد بفرمایید تا در جهت اصلاح ایرادات یکدیگر بکوشیم مسلما مباحث این چنینی در افزایش دانش حقوقی ما موثر خواهد بود. با توجه به نوع نگرش شما بربحث نوع پاسحگویی تان که هماره سعی بر مستند بودن ان دارید نتایج مفیدی از این بحث عاید خواهد شد.
پیروز باشید.